باز باران با ترانه.........

خداااااا عاشقتم که این حس و دادی بهممممم![]()
welc0m to bia2-l0ve

خداااااا عاشقتم که این حس و دادی بهممممم![]()
تو را انتخاب کردم,
تا هر دو مان پايان دهيم,
تنهائي را ...
...
ديگري را انتخاب کردي,
تا هر سه مان آغاز کنيم
تنهائي را...
کاش بر تنها ترين تکيه گاه من
آويخته بودي
طوفان
سرما
و
او...
بي رحمانه تو را از من گرفتند
بايد با تو قسمت مي کردم
تنها ترين پناهم را
که امروز تنها نبودم
من آهنگ غريب روزگارم. غمي بي انتها در سينه دارم.
تمام هستي ام يک قلب پاکست.
که آن را زير پايت مي گذارم.
اي ساکن شهرخيال من !
بيا...
بيا تا ازگرماي نفسهايت
هيکل سرد تنهاييم
آب شود ....!
هيچکس با من نيست ! ...
مانده ام تا به چه انديشه کنم
مانده ام در قفس تنهايي
در قفس ميخوانم
چه غريبانه شبي ست
شب تنهايي من ...
حالا ديگر
نه از حادثه خبري هست
و نه از اعجاز آن چشم هاي آشنا
.
.
.
از دلتنگي ها هم که بگذريم
تنهايي
تنها اتفاق اين روزهاي من است . . .
بنویس نامه نویس،از دل زارم بنویس
طفلکی دل دلکم،مرد روز و حالم بنویس
بنویس نامه نویس،برای یارم بنویس
از سرگذشت غربتم،تا روزگارم بنویس
اگه جوهری نمونده،با خون رگهام بنویس
اگه کاغذت تمومه،رو تن شبهام بنویس
بنویس نامه نویس،از دل زارم بنویس
طفلکی دل دلکم،مرد روز و حالم بنویس
از غصه های بی صدام،که آب میشن رو گونه هام
خاطره گذشته هام،که جون میدن پیش چشام
از سردیه فاصله ها،جون میکنم تو غصه ها
یه دل دارم تو سینه و،هزار حدیث از گریه ها
بنویس نامه نویس،از دل زارم بنویس
طفلکی دل دلکم،مرد روز و حالم بنویس
بنویس نامه نویس،رو ماسه های خیس
داره میسوزه تنم،واسه دریا بنویس
ببین در عمق چشم من،شکستن آهسته رو
بگو به قاصدک بگو،پیام این دل خسته رو
بنویس نامه نویس،از دل زارم بنویس
طفلکی دل دلکم،مرد روز و حالم بنویس
۱۰۰۰ مرتبه ، ۹۰۰ جمله عاشقانه را در ۸۰۰ جاي مختلف به ۷۰۰ زبان ، پيش ۶۰۰ نفر تكرار كردم . ۵۰۰ نفر ، ۴۰۰ بار آنرا به ۳۰۰ زبان در ۲۰۰ برگ ترجمه كردند . آنرا ۱۰۰ بار براي تو در ۹۰ روز ، روزي ۸۰ دقيقه خواندم. ۷۰ جمله را تو ۶۰ بار در ۵۰ روز ، روزي ۴۰ بار براي خودت تكرار كردي ۳۰ بار آنرا آموختي و پس از ۲۰ ساعت ، ۱۰ بار از تو ۹ سؤال كردم ۸ مرتبه به ۷ سؤال آن ۶ بار در فاصله ۵ دقيقه جواب دادي . ۴ مرتبه تو را در ۳ جاي مختلف دعوت كردم . ۲ ساعت از تو خواهش كردم تا ۱ مرتبه گفتي:
دوستت دارم![]()